آهسته ایران سیاسی ایرانی انتخابات ایرانیان

آهسته: ایران سیاسی ایرانی انتخابات ایرانیان دولت روحانی انتخابات ریاست جمهوری اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی روحانی موانع را به صراحت با مردم در میان بگذارد ، با اجرای حقوق شهروندی مسال

محسن صفایی فراهانی با کارنامه‌ای از معاونت وزیر و نمایندگی مجلس و معاونت ریاست‌جمهوری در دوران اصلاحات امروز در کسوت یک تحلیل‌گر پرسشها سیاسی کشور عزیزمان ایران

روحانی موانع را به صراحت با مردم در میان بگذارد ، با اجرای حقوق شهروندی مسال

انتخابات ۹۶ یک رفراندوم بود/ با اجرای حقوق شهروندی مساله حصر و محدودیت مدیر اصلاحات حل می شود/ روحانی موانع را به صراحت با مردم در میان بگذارد

عبارات مهم : ایران

محسن صفایی فراهانی با کارنامه ای از معاونت وزیر و نمایندگی مجلس و معاونت ریاست جمهوری در دوران اصلاحات امروز در کسوت یک تحلیل گر پرسشها سیاسی کشور عزیزمان ایران آینده کشور در دور دوم روحانی و اوضاع شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران را مورد بررسی قرار داده است.

صفایی فراهانی از معدود اشخاص کشور عزیزمان ایران است که در چند حوزه متفاوت سیاست، اقتصاد و ورزش فعالیت داشته هست. مردی که به رویکردهای تکنوکراتیک شهره است امروز در برابر سوالاتی که به احتمال حضور مجدد او در سمت های اجرایی اشاره می کند می خندد. صفایی فراهانی از اینکه در نظرسنجی های توییتر به عنوان عالی ترین گزینه جهت شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران از سوی بازدیدکنندگان گزینش شده است تعجب می کند و اعتقاد است هنوز بعضی افراد تحمل حضور مجدد او را در سمت های اجرایی کشور ندارند و این مساله را به فال نیک می گیرد آیا که قلبا به نسل جوان کشور عزیزمان ایران ایمان دارد.

روحانی موانع را به صراحت با مردم در میان بگذارد ، با اجرای حقوق شهروندی مسال

مصاحبه تفصیلی ایلنا با محسن صفایی فراهانی را در ذیل می خوانید:

انتخابات ۹۶ فقط گزینش یک دولت نبود؛ یک رفراندوم بود

تحلیل شما از خبر رای مردم در انتخابات ریاست جمهوری چیست؟ آقای روحانی در تبلیغات انتخاباتی این دوره چرخشی در بیانات خود به سمت رویکردهای اصلاح طلبانه تر داشت. بیانات مطرح شده است طبعا مطالباتی هم به دنبال خواهد داشت. خبر رای مردم چه بود؟

محسن صفایی فراهانی با کارنامه‌ای از معاونت وزیر و نمایندگی مجلس و معاونت ریاست‌جمهوری در دوران اصلاحات امروز در کسوت یک تحلیل‌گر پرسشها سیاسی کشور عزیزمان ایران

بیان روحانی بیان خود او نبود؛ بلکه بیان جامعه ای بود که می خواهد با رای خود تحول ایجاد کند. بعد از ۱۱۰ سال که از مشروطیت می گذرد، درخت مشروطه به بار نشسته هست. کشور در بیست سال گذشته شاهد تحولات اساسی در جامعه مدنی و رشد سیاسی مردم است و این خبر روشنی جهت مسئولان هست. ۲۰ سال برگزاری انتخابات و همکاری جدی و رفراندوم گونه مردم نشان می دهد مردم از چه رشد و توانایی برخوردار شده است اند. این دستاورد بزرگی جهت کشور عزیزمان ایران در منطقه است.

روحانی هم برآیندی از خواسته های مردم را مطرح کرد. مردم درک می کنند امروز قرن ۲۱ هست. در این ۲۰ سال به علت رشد اینترنت و رسانه ها و دانشی که در جامعه ایجاد شده است است شاهد تغییراتی هستیم. نزدیک به ده سال است که سالی یک میلیون دانشجو در دانشگاه های کشور حضور پیدا کرده اند و امروز این جمعیت جوان تحصیل کرده مطالباتی دارند.

من انتخابات ۹۶ را از ناحیه مردم فقط گزینش یک دولت نمی دانم؛ بلکه یک رفراندوم می دانم. رفراندومی که چندین عنوان را پاسخ داده هست. جامعه ای که در آن چهل درصد زیر خط فقر زندگی می کنند و در انتخاباتش وعده پرداخت سه چهار برابری یارانه مطرح می شود و اکثریت مردم پاسخ منفی می دهند یعنی مردم هم به پوپولیست نه گفتند هم به یارانه ای که به هیچ وجه در زندگی شخصی آنها تغییری ایجاد نمی کند.

روحانی موانع را به صراحت با مردم در میان بگذارد ، با اجرای حقوق شهروندی مسال

مردم با درایت کامل جهت حرکت های تعاملی عقلانی بین المللی ارزش قائل شدند. هنگامی که روحانی می گوید برطرف تحریم های جدا از تحریم های هسته ای را دنبال می کنم، این مطالبه مردم هست. مردم خواهان صلح و دوستی و تعامل بین المللی هستند که ظرفیت های جدیدی جهت فرزندان کشور ایجاد می کند.

انتخاب روحانی در پرتوی شعارهایی که داد نشان می دهد مردم یک بعدی به اوضاع اقتصادی نگاه نکردند. آنها به توسعه همه جانبه آری گفتند. مردم نگاهی جامع تر به آینده دارند.

محسن صفایی فراهانی با کارنامه‌ای از معاونت وزیر و نمایندگی مجلس و معاونت ریاست‌جمهوری در دوران اصلاحات امروز در کسوت یک تحلیل‌گر پرسشها سیاسی کشور عزیزمان ایران

مردم در کنار این بحث ها ، قانون گرایی، مساله حصر و از بین بردن محدودیت های غیرقانونی را مورد توجه قرار دادند و کرارا این را در نشست های انتخاباتی مطالبه کردند و با رای خود نشان دادند چه چیزهایی را دنبال می کنند. این نشان می دهد مردم بعد از صد و ده سال از مشروطه، حاکمیت را به سمت پذیرش ابعاد مشروطه می برند. همکاری مردم در اداره کشور و برقراری حکومت قانون خواست عمومی مردم است و این نشان دهنده رشد و بالندگی جامعه امروز است.

مردمی که به یارانه نه گفتند می فهمند نشانه مندی یارانه و اصلاح سیاست های مصرف انرژی است که می تواند در اقتصاد ملی نقش تعیین کننده بازی کند؛ (برعکس آنچه در دولت دهم انجام شد و بار سنگینی بر کشور تحمیل نمود.)

روحانی موانع را به صراحت با مردم در میان بگذارد ، با اجرای حقوق شهروندی مسال

رفع حصر و محدودیت های خاتمی به اجبار باید زیر مجموعه حقوق شهروندی حل و فصل شود

تحقق وعده برطرف حصر و برطرف ممنوع التصویری چقدر از عهده روحانی ساخته است؟

باید پرسشها را از نظر ملی اهم و فی الاهم کنیم. روحانی میگوید تحریم ها را در این دوره از بین بردن می کنم. یعنی کشور وارد دیالوگ جدیدی با دنیا می شوید که به جای ایجاد هر هزینه اضافی جهت کشور، کشور عزیزمان ایران به سمت عقلانیت و سازماندهی تازه قدرت دیپلماسی در منطقه و دنیا برود .

تیم دیپلماسی کشور در مذاکرات هسته ای نشان دادند از پتانسیل مناسب و خوبی برخوردارند. بعد عملا امروز هم، این پتانسیل می تواند با درایت و هماهنگی عقلانی در کشور جهت اهداف بزرگتر موثر باشد. اگر این نگاه، در کشور حاکم شود، الزامات آن خود شرایطی را جهت کشور پیش می آورد که به اجبار مسائلی مثل عدم رعایت شئونات قانونی و حقوق شهروندی در جامعه به معنای جامع باید حل شود. در غالب آن مساله حصر و محدودیت های آقای خاتمی هم حل خواهد شد.

این ها نکاتی بود که روحانی در بحث هایی که با مردم داشت مطرح کرد. ایشان روی دو توصیه تکیه کرد؛ یکی بحث برطرف تحریم های غیر هسته ای و یکی اجرای حقوق شهروندی. حقوق شهروندی، همه آحاد جامعه را در بر می گیرد. هنگامی که قرار باشد کشور دیپلماسی فعال با دنیا داشته باشد و گروه بندی جدیدی در منطقه شکل دهد، اینها کشور را وارد مسیری تازه و درایت جدیدی می کند که در ده سال گذشته فاصله جدی با آن داشت. اگر روحانی بتواند این دو وعده را عملیاتی کند، بسیاری از پرسشها دیگر در کنار آن حل می شود.

مساله بعدی، مساله اقتصاد هست، درست است کشور در سال گذشته رشد اقتصادی داشت ولی بحران اقتصادی کشور مساله کوچکی نیست. باید بتوانند بازارهای تازه صادراتی بدست آورند. باید بتوانند سرمایه خارجی را جذب کنند. باید تکنولوژی تازه وارد شود تا محصولات صادراتی به لحاظ کیفیت و قیمت قابل مسابقه باشند. آقای روحانی باید در اصلاحات کابینه و سیاست گذاری به این پارامترها توجه کند و برنامه داشته باشد. کابینه در دور دوم یک ستاد اقتصادی نیرومند و یکدست نیاز دارد.

دولت دوم روحانی باید راجع به موانع مستقیما با مردم سخن بگوید

چقدر می توان از روحانی انتظار داشت که با توجه به موانعی که بر سر راه تحقق وعده های اصلاح طلبانه اش است در این راه موفق ظاهر شود؟

دور دوم روحانی به آسانی می تواند بخش عمده ای از این پرسشها را سامان دهند؛ در غیر این صورت این رفراندومی که مردم در رای خود عنوان کردند بی پاسخ می ماند. جامعه از طریق اینترنت و رسانه باید پرسش گر باشد. آنچه در کشور ما به عنوان مولفه تازه مطرح شده، حضور مردم و قدرت شبکه های مجازی و رسانه هاست. اینها می تواند در پاسخگو کردن ارکان حکومت موثر باشد. دولت بایستی خود را موظف به پاسخگویی بداند و جهت تحقق خواسته های مردم نیاز به شفافیت وجود دارد.

دولت روحانی باید در این دوره راحت تر با مردم صحبت کند و موانعی که ایجاد می شود را با آنها در میان بگذارد. این موانع، مساله خصومت فردی نیست؛ رفتارهایی است که به توسعه ملی لطمه می زند. یعنی ابعاد ملی موضوع، حکم می کند از نیروهای مردمی که ۵۸ درصد آنها خواسته ارزش را تحت یک انتخابات مطرح کردند و به شعارهای او آری گفتند استفاده شود. هنگامی که این مردم توسعه اقتصادی را در غالب توسعه همه جانبه گزینش کرده اند بعد نباید موانع تحقق حقوق شهروندی و حقوق بشر و حقوق مالکیت را از نگاه جامعه دور نگاه داشت، ضمن اینکه بعید است سایر قوا بخواهند به رای و نظر مردم بی تفاوت باشند.

هریک از قوا اگر مانعی دید باید با مردم در میان بگذارد؛ چون مردمی که رای دادند حق دارند بدانند چه کسانی در کشور ایجاد مانع می کنند که نه فقط حقوق فردی آنها را از بین می برد بلکه باعث بعد رفت کشور در این شرایط منطقه می شود!

وقتی در سال ۱۹۷۵ کشور عزیزمان ایران و کره جنوبی به لحاظ تولید ناخالص داخلی هر دو در یک سطح قرار داشتند و امروز کره جنوبی درآمد سرانه ای نزدیک به پنج برابر کشور عزیزمان ایران دارد این پرسش ایجاد می شود که آیا ایرانی ها عقب ماندند؟

این که مسئولان امروز در تبلیغات انتخاباتی، خانواده های فقیر را دستاویز می کنند و با آنها تصویر می گیرند و درب منزل آنها آرد و برنج می فرستند ناشی از تصمیمات و این سیاست هایی است که به عقب افتادگی کشور منجر شده است هست. اگر درآمد سرانه کشور عزیزمان ایران بالای ۲۵ هزار دلار بود خاطر جمع باشید تعداد فقرا زیر ده درصد بود و کمک کردن به آنها هم راحت تر می شد، تا با جامعه ای که چهل درصد آن زیر خط فقرند. در این عقب ماندگی به هیچ وجه مردم مقصر نیستند؛ منابع و نیروی انسانی و شرایط کشور، بیان کننده این است که اگر به سمت قانون گرایی و توزیع عادلانه حرکت کنند و منابع و وقت های کشور را تنها به عده ای خاص تخصیص داده شده است ندهند و در روابط خارجی عقلانی و هماهنگ حرکت کنند بسیاری از عقب ماندگی ها جبران می شود.

کشوری که یک درصد جمعیت دنیا را دارد و از لحاظ ذخایر گاز در دنیا دوم است و ده درصد ذخایر نفت و پنج درصد فولاد دنیا را دارد و در حال حاضر از نظر تربیت نیروی مهندسی در دنیا در رده پنجم است نباید جمعیتی از فقرا را در خود جای داده باشد که در انتخابات بخواهند با حرکت های پوپولیستی به علت فقر، آرای خود را نادانسته بفروشند!

دولت روحانی در دور دوم وظیفه دارد نه فقط به علت پرسشها فردی بلکه به علت حفظ مصالح کل جامعه اگر موانعی ایجاد شد که جلوی توسعه همه جانبه را می گیرد، با مردم مستقیما در میان بگذارد چون مردم به او رای دادند و اعتماد کردند و به پیشنهادات او آری گفتند.

حلال و حرام کردن رای مردم و انگلیسی خواندن لیست اصلاحات دیگر مورد توجه مردم نیست

در کابینه روحانی در دور دوازدهم چه تغییراتی باید حاصل شود؟

به نظر من آنچه روحانی در طول تبلیغات انتخاباتی مطرح کرد بدون تحول در کابینه امکان پذیر نیست. هنگامی که بحث اقتصاد می شود این مشمول بر یک وزارت منزل نیست بلکه مشمول بر وزارت اقتصاد و دارایی، بانک مرکزی، شرکت برنامه، وزارت نفت، صنایع و کشاورزی و بسیاری از شرکت های دیگر را نیز در برمی گیرد که یک مدار به هم پیوسته هستند و نیاز به یک ستاد هماهنگ کننده جدی و نیروی متخصص و هماهنگ دارد. در بخش تعاملات بین المللی هم این فقط وزارت خارجه نیست که مسئول تعامل های بین المللی است بلکه بخش های دیگری نیز وجود دارد که بایستی هماهنگ حرکت کنند. بعد همگن شدن اعضای دولت و ایجاد پتانسیل مورد نیاز می تواند راهکار حل پرسشها باشد.

دور اول توفیقات خوبی نصیب دولت روحانی شده است ولی این توفیقات در مقایسه با خرابی های قبل بود. اگر قرار باشد رشد هشت درصدی در اقتصاد داشته باشیم و بحث اشتغال و رعایت حقوق شهروندی را عملیاتی کنند، این ها تشکیلات منسجم به هم پیوسته را می طلبد که کابینه روحانی امروز دارای این شاخصه نیست؛ بعد باید نیروهای جدیدی به آن تزریق شود. به نحوی که اعضای دولت بطور عینی عنوان یک هیات دولت و یک هیات منسجم را نشان دهند.

علاوه بر همه این ها همگرایی بین قوای کشور را می طلبد. یعنی ایجاد رابطه بین قوای کشور .ارکان حاکمیت باید به نوعی حرکت کنند که منویات و مطالبات مردم عملیاتی شود. امروز انتخابات تمام شده است است و باید به پرسشها کشور نگاه کنند. آیا شرکت تحت امر آنها جهت اوج بردن پتانسیل کشور عزیزمان ایران تلاش می کند؟ بعد ارکان حاکمیت و نیروهای کشور اعم از نیروهای نظامی و انتظامی چه به این دولت رای دادند یا ندادند و سلیقه ارزش با آن منطبق بوده یا نه باید جهت پیشرفت و توسعه کشور بحث ها و مشاجره های انتخاباتی را کنار بگذارند تا ساختار اتخاذ سیاست های کشور، به سمت اتفاق نظر برود.

امروز در فرانسه گروه پوپولیست ها شکست خوردند. این به معنی آن نیست که از فردا فرانسوی ها دو قسمت می شوند، یک قسمت تخریب می کند یک قسمت می سازد. اگر قرار است تحولی رخ دهد باید در ارکان حاکمیت در جهت حفظ منافع ملی همگرایی بوجود آید.

لازمه حرکت ایجاد خوابیدن است که رییس جمهور و روسای قوا وظیفه عوض کردن را به خواست اکثریت مردم در دستور کار قرار دهند باید انرژی مضاعف مصرف کنند و هم به مردم هم به ارکان حکومتی لزوم تغییرات را توضیح دهند. همان طور که مردم در این بیست سال از خود پویایی نشان دادند، ارکان حکومت هم باید پویایی داشته باشند.

دیگر انگ های حلال و حرام کردن، رای مردم را انگلیسی خواندن و لیست اصلاحات را آمریکایی خواندن مورد توجه اکثریت مردم نیست. باید توجه نمایند دوره این نوع نگرش ها گذشته و جواب نمی دهد. بایستی جهت اعتلای کشور و رسیدن مردم به اهدافشان بطور اساسی عوض کردن نگرش داشته باشند!

تشکیل دولت در سایه شروط و ساز و کارهایی دارد

دور دوم روحانی با گفتمان جدیدی تحت عنوان دولت سایه روبه روست. جریانی که در انتخابات برابر روحانی شکست خورده اعتقاد است با پشتیبانی پایگاه رای خود می تواند دولتی در سایه تشکیل دهد. اصلا چقدر این امکان وجود دارد؟

اگر جریانی که رای نیاورده بتواند یک اقلیت پرسشگر جدی شود و نه بر اساس تخریب بلکه براساس سازندگی بتواند نقد کند در همه دنیا چنین چیزی هست. شما در انگلیس هم دولت سایه را می بینید، ولی در جهت ساختن کشور است نه تخریب. آنها با انتقاد منطقی و ارائه راه حل درست، به ساختار کشور کمک می کنند. اگر آرای آقای رییسی بتواند انسجام حزبی ایجاد کند و دولت سایه ای داشته باشد که منافع ملی را بخوبی رصد کند و با اطلاعات دقیق به عملکرد دولت انتقاد کنند بسیار بافایده هست، ولی اگر قرار است تهمت بی علت بزنند و با جو روانی و تخریب و اتهامات واهی حیثیت کشور را زیر پرسش قرار دهند و دائماً تشنج آفرینی کنند این خطرناک است و در هیچ جای دنیا پسندیده نیست و این اقدام را هیچ جا دولت در سایه نمی دانند. از این رو تشکیل دولت در سایه واقعی عامل پیشرفت است ولی منوط به بلوغ سیاسی است.

همه جایگزین نقش تخریبی دلواپس آینده کشور باشند

جریانی که در انتخابات پیروز نشده از مهندسی انتخابات حرف می زند. نظر شما در این باره چیست؟

من در انتخابات مسئولیتی نداشتم ولی می بینیم در طول این سال ها با همه تهمت هایی که جناح اقتدارگرا زد، مردم حرف خود را زدند. مردمی که در خبرگان و مجلس در پایتخت کشور عزیزمان ایران و اکثر شهرها حرف خود را زده بودند همان نگاه و نشانه را در گزینش اعضای شوراها و ریاست جمهوری نیز تکرار کردند. این باید جهت آنها یک زنگ خطر باشد. نمی شود به آینده اکثریت مردم بی توجه بود نمی توانند با ابزارهایی چهارصد سال پیش کشور را اداره کنند. همان طور که امروز با گاری و درشکه مسافرت نمی کنند و هواپیما سوار می شوند باید بدانند همان تفکری که باعث می شود سوار هواپیما شوند باعث می شود نگاه نوتری به مدیریت و اداره جامعه داشته باشند.

وقتی بحث مهندسی انتخابات که مطرح می کنند فکر می کنم در ابتدا خودشان بایستی پاسخگو باشند که آیا در انتخابات های کشور در ادوار متفاوت چنین امکانی وجود داشته است یا نه!؟ به هر حال من امیدوارم همه جایگزین نقش تخریبی دلواپس آینده کشور باشند.

بلوغ سیاسی مردم رای آنها را به خاتمی نزدیک کرده است

نقش خاتمی در انتخابات ها چیست؟ بعضی می گویند انتخابات ها به انتصابات آقای خاتمی تبدیل شده. تحلیل شما چیست؟

علت اینکه مردم به آقای خاتمی اعتماد می کنند فقط اعتماد به شخص آقای خاتمی نیست بلکه مردم به نوعی به خودشان اعتماد می کنند. این بلوغ سیاسی مردم است که رشد کرده و با رای خاتمی هم نظر شده است هست. ما نباید تصور کنیم ایشان فرمان می دهد، بقیه اجرا می کنند! چون ایشان که چنین امکان و قدرتی ندارد.

آقای خاتمی نقطه نظرات خود را می گوید، مردم این را با نقطه نظرات خود هماهنگ می بینند و به علت اعتمادی که در بیست سال گذشته به ایشان داشته و دیده اند که آقای خاتمی منافع ملی را در نظر می گیرد نه منافع شخصی و گروهی را، بعد به او اعتماد می کنند؛ ولی این به معنی انتصابات خاتمی نیست. نه شورای شهر انتصاب خاتمی است نه مجلس و نه خبرگان؛ بلکه بلوغ بالای سیاسی مردم در نتیجه اوج بودن رشد اینترنت و میزان اطلاعات مبادله شده است زمینه ساز این تصمیمات بوده هست. در حال حاضر اطلاعات با فاصله چند ساعت به دست مردم می رسد. مردمی که مطلع هستند و بر اساس اطلاعات تجزیه و تحلیل می کنند، خواسته های خود را با خاتمی نزدیک می دانند. من نزدیک شدن توانایی فکری آقای خاتمی و مردم را علت این محبوبیت می دانم.

مشکل شورای عالی ها منبعث از عدم وجود احزاب نهادینه شده است است

اصلاح طلبان چه مواردی را جهت خوشنام شدن شورای پنجم با توجه به اینکه این شورا یکدست اصلاح طلب است باید مدنظر داشته باشند؟ عملکرد شورای عالی سیاست گذاری در تدوین لیست ها چطور بود؟

صد و ده سال از انقلاب مشروطه گذشته است و در بیست سال گذشته رشد جامعه مدنی چشم گیر بوده هست. این رشد ما را به سمتی هدایت می کند که تحزب را در جامعه نهادینه کنیم. تا زمانی که تحزب نهادینه نشده، مشکلاتی که از ناحیه ائتلاف های نانوشته منجر به تشکیل هیات هایی با عناوینی مثل شورایعالی می شود، همواره طبیعی هست. هنگامی که حدود بیست و پنج حزب و شرکت زیر یک چتر جمع می شوند بدیهی است رای اکثریت به معنای رای مورد تایید همه نیست هرچند ایده آل نباشد ولی رای اکثریت است و باید تمکین نمود.

اگر بخواهیم این پرسشها حل شود، حالا که با رای حرف زدن را یاد گرفتیم و به این بلوغ سیاسی دست پیدا کردیم باید تبار جامعه مدنی در غالب احزاب کانالیزه شود. احزاب باید در یک استمرار و کنش سیاسی بتوانند نیروهای خود را تربیت نموده و کادرسازی کنند. مادامی که این انتقال صورت نگرفته این ائتلاف های موجود اجتناب ناپذیر است و طبیعی است تصمیم گیری های آنها می تواند مورد پرسش نباشد . یعنی عالی ترین نیروها هم که در این شورای عالی ها جمع شوند باز مشکلاتی در نتیجه آرای این نیروها وجود خواهد داشت. آرای اکثریت آنها مبنای تصمیم گیری خواهد داشت، ولی منبعث از آرای حزبی نیست، همین ایرادی که امروز در پارلمان کشور وجود دارد نیز ناشی از این حرکت های جبهه ای هست. شما هنگامی که از اصلاح طلبان مجلس دهم صحبت می کنید با طیف وسیعی سر و کار دارید که لزوما یک دست نیستند. بعد شما در این شرایط نمی تواند توقعی که از احزاب تشکل یافته با سابقه طولانی قدرتمند دارید از جبهه ها داشته باشید.

از صدر مشروطه تا امروز، فقط ۲۰ سال اخیر است که شاهد نظم فکری اکثریت مردم در انتخابات هستیم. همان طور که این نتیجه بعد از صد و ده سال حاصل شده است باید دنبال تقویت تشکیلات احزاب بود تا جامعه به نتیجه مطلوب برسد. بدون این تحولات رسیدن به مدینه فاضله ممکن نیست.

نماینده ای که بخواهد مسئولانه عمل کند باید پی رد صلاحیت را به تنش بمالد

ابزار لابی اصولگرایان هر لحظه در مجلس قدرتمندتر از لابی اصلاحات عمل کرده هست. ابزارهایی نظیر رد صلاحیت در دور بعد علیه نمایندگان هر لحظه مشکلاتی را در پارلمان ایجاد کرده است و شخصیت های اصولگرای بیرون مجلس هم بر تصمیمات درونی مجلس تاثیرگذارند. علت این عنوان چیست؟

این مسئله ناشی از روش های نظارتی است که متاسفانه به هیچ وجه مورد ارزیابی واقع نمی شود، حالا که بر اساس نظارت استصوابی عمل می شود باید روش منطقی آن مورد نظر قرار گیرد، نه اینکه اگر نماینده بخواهد با دلیری و مسئولانه عمل کند بداند که باید پی رد صلاحیت را به تن خود بمالد! نماینده ای که دلواپس رد صلاحیت باشد چگونه می خواهد از منافع ملی و خواسته های بحق موکلان خود دفاع کند. اگر بخواهد توسعه در کشور بوجود آید با بکارگیری نیروهای امکان پذیر خواهد شد و این بایستی مورد توجه شورای نگهبان باشد.

آیا جهت وزارت در این دوره با شما صحبتی شده است است؟

وقتی رییس جمهور فرانسه امروز ۳۹ ساله است بعد باید نسل های توانمندتر را روی کار بیاورند. نسل جوان امروز از نسل ما داناتر و تواناتر است و علمی تر پرسشها را می بیند، به همین علت نباید تصور کنیم فقط نیروهای با تجربه امکان اداره کشور را دارند. نیروهای تازه توانمندتر و با دانش بیشتری هستند. این ها نگاه جدیدتری به دنیا دارند. آیا نگاه شما جهت اداره منزل با نگاه پدرو مادر شما یکی است؟ امروز جهت اداره کشور نیروهای جوان موثر ترند. هرچه قدر نسل ما خود را به روز نگه دارد، مطمئنا با نیروی ۴۵- ۴۰ ساله ای که حتی به همان اندازه سواد و تحصیلات دارد قابل مقایسه نیست چون این نسل ابزارهای نوتری را می شناسد. بعد وقت را باید به آنها داد.

جریانی تا اراده می کرد صدها بیلبورد با اهداف مشخص در سطح شهر راه اندازی می شد

چقدرمطرح شدن شما جهت شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران جدی است؟ آیا با شما در این مورد صحبتی شده است است؟

وقتی افرادی مثل اقای تاجرنیا رد صلاحیت می شود به طریق اولی نیروهای دیگر را جهت مطرح شدن نمی پذیرند و این نشان از تنگ نظری موجود است! از امثال بنده گذشته است ولی امیدوارم به نیروهای جوان و متخصص و دلسوز وقت بدهند.

فکر می کنید آیا آقای قالیباف دوازده سال در این پست بود؟ بعضی نیرویی را می خواهند که با ابعاد فکری آنها نزدیک بوده و تمایلات آنها را اجرا کند. هر آن که جریان آنها اراده می کرد صدها بیلبورد با اهداف مشخص در سطح شهر راه اندازی می شد! درحالیکه وظیفه شهرداری چیز دیگری است!!

همان طور که به مجلس فشار آوردند و یک سری از کاندیداهای شورا شهر مثل عبدالله مومنی و تاجر نیا و … را رد صلاحیت کردند این فشار را به شورای شهر نیز می آورند. من در مجلس ششم که بودم با وجود اینکه فضا در آن وقت پرتحرک تر بود و اصلاح طلبان قدرت تحرک بیشتری داشتند در گزینش یک نفر جهت هیات رییسه از میان اهل تسنن جنجال بسیاری ایجاد کرد و نهایتاً هم نگذاشتند! حتی در گزینش زن جلودارزاده در هیات رییسه دعوا بود. می گفتند زن نباید عضو هیات رییسه باشد. امیدوارم نتیجه های این انتخابات ها باعث اصلاح این تنگ نظری ها شود.

من انتخابات این چند دوره اخیر را بسیار روشنگر و خوب می دانم این واکنش‌ها نشان دهنده بیداری مردم هست. این را نباید مورد غفلت قرار داد. مردمی که در این سال ها آمدند نشان دادند هوشیارند. این یک استمرار هست. جهت نسل جوان امید بالایی هست. شاید امروز نتوانند به همه خواسته های خود برسند، ولی مطمئن باشند ده سال دیگر می توان نیروهایی که تحول ساز هستند را روی کار آورد. این نشان می دهد کشور دارد پوست می اندازد و مردم جهت مدیریت با عقلانیت و دانش و متخصص احترام خاص ای قائل می شوند.

بدنه اداری کشور نباید بر اساس گرایش های سیاسی چیده شود

شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران ظرفیت بالایی جهت کادر سازی دارد. مهمترین اولویت های شورای شهر پنجم چه باید باشد؟

چه شهرداری چه هر جای دیگر، باید همه نیروهای کشور را به اساس شایسته سالاری گزینش کنند نمی توان نیروهای کشور را مانند دوره احمدی نژاد غربال کرد و نیروهایی که فکر می کنند با آنها می توانند کار کنند را سر کار بیاورند. باید بدانند به نیروهای جوان باید وقت داد. اینکه یک نفر اصولگراست نباید جهت کسی ایجاد شبهه کند که در محیط کار از او استفاده نکند. باید از همه گرایش های سیاسی بر اساس توانایی اجرای کار و دانش آنها استفاده نمایند.

بدنه اداری کشور نباید بر اساس گرایش های سیاسی چیده شود. بسیاری از کشورهای توسعه یافته با تغییرات کابینه تا رده مدیرکل ها را عوض کردن نمی دهند. اوباما که سر کار آمد وزیر دفاع دولت قبلی را تا دو سال نگه داشت. این نشان می دهد در دنیا با پتانسیل آدم ها تغییرات صورت می گیرد. بدنه اداری و کارشناسی کشور نباید با نگاه سیاسی عوض کردن کند.

بدنه کارشناسی باید بر اساس دانش و تخصص و توانایی چیده شود. بگذارند نیروهای جامعه رشد کنند و اگر توانایی و پتانسیل مورد نیاز را دارند که بالاتر بروند، گرایش سیاسی مانع حرکت آنها نشود. اگر کشور عزیزمان ایران جهت همه ایرانیان است بعد جهت همه اقوام و مذاهب و گروه های سیاسی هست. نباید گفت این سنی است این شیعه؛ این کرد است این فارس؛ این ترک است این بلوچ. اقوام و مذاهبی که مجاز هستند و شایستگی دارند باید پست بگیرند. اگر یک نفر اهل تسنن است و می تواند مدیر جایی شود که شایستگی آن را دارد، باشد باید بگذارند وگرنه به جامعه لطمه زده اند نه فقط به یک نفر.

اگر بخواهیم به رشد و بهره وری جامعه کمک کنیم باید توجه شود که گزینش اصلاح طلب و اصولگرا جهت رده بالای مدیریت سیاسی کشور است وگرنه اینکه بگویند کشور عزیزمان ایران جهت همه ایرانیان است بی معنی خواهد شد.

کسانی که بلوغ اداره شهرهای بزرگ را نداشتند مسبب پرسشها شهر تهرانند

اولویت شهرداری پایتخت کشور عزیزمان ایران چیست؟

شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران بدترین پرسشها شهری را دارد. من جهت بلایی که سر پایتخت کشور عزیزمان ایران آمده متأسفم ولی مقصر کارشناسان نیستند بلکه تصمیم گیرنده ها هستند.

کسانی که بلوغ اداره شهرهای بزرگ را نداشتند و نگاهشان اداره شهر بزرگ نبود مسبب این پرسشها شدند. پرسشها شهرهای بزرگ به هم پیوسته هست. حمل و نقل عمومی و محیط زیست و معماری شهری و … به هم پیوسته است . اگر دانش این را ندارید که آثار سیاست هایتان جامعه شهری را بهینه کند جهت چه چنین پستی را پذیرفته اید.

مکزیکو از نظر آلودگی بدتر از پایتخت کشور عزیزمان ایران بود. چطور در فاصله ده سال درست شد؟ همزمان بحران حمل و نقل و آلودگی هوا را درست کرده اند. این جا هم مدیرانی را می خواهد که چنین توانمندی را داشته باشند که این نیروهای با دانش و تخصص مورد نیاز را کنار هم بگذارند. طبیعی است کسی که محیط زیست را می شناسد حمل و نقل عمومی تخصص او نیست ولی کسی که این ها را کنار هم می چیند باید بتواند نیروهای متخصص همگرا را کنار هم بچیند و از پتانسیل آنها استفاده کند.

انتخاب شهردار از بین اعضای شورا بی احترامی به رای مردم است

در مورد گزینش شهردار از میان اعضای کنونی شورای شهر زمزمه هایی شنیده می شود. نظر شما چیست؟

من امیدوارم از بین افرادی که وارد شورای شهر شدند شهردار گزینش نشود چون مردم این ها را به عنوان شهردار گزینش نکرده اند بلکه شورای شهر گزینش کردند. این بی احترامی به رای مردم است و گرنه باید از روز اول می گفتند به ۲۱ نفر شهردار رای دهید؛ ولی حالا که این کار را نکردند نباید از بین این ها گزینش کنند. این ها باید از بیرون شورا کسی را که دارای لیاقت مورد نیاز جهت شهرداری هست، گزینش کنند. شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران دارای پرسشها عدیده ای اعم از بافت نامناسب شهری، فقدان استانداردهای حداقلی جهت شهر، آلودگی هوا و صدا و نبود یک سیستم حمل و نقل عمومی مناسب، فقدان درآمد پایدار جهت اداره شهر و فساد گسترده در شهرداری هست؛ به طوری که اقای رییسی هم که کاندیدای اصولگرا بود و در نهایت آقای قالیباف به نفع او کناره گیری کرد گفت من به فساد شهرداری هم خواهم پرداخت. یعنی همان جریان هم فساد شهرداری را پذیرفت. این ها مردم را به اداره شهر بدبین کرده هست. این در حالی است که این مردم هستند که باید در اداره شهر همکاری کنند.

اینکه ما نتوانیم درآمد پایدار جهت شهر داشته باشیم به علت عدم همکاری مردم هست. مردم باید در هزینه های شهر خودشان همکاری نمایند. نمی شود با فروختن فضای شهر و به هم ریختن بافت شهر هزینه های شهر را تامین کنند هزینه شهر را باید از درآمدهای سالم تامین نمود نه این روش ایی که در هیچ جای دنیا سابقه ندارد و تمام نظام شهر را به هم ریخته هست. این سیکل معیوب باید جمع شود.

وضع وخیم پایتخت کشور عزیزمان ایران الگوی کشور شده است است

آیا می شود انتظار داشت اوضاع پایتخت کشور عزیزمان ایران بهتر شود؟

بعید می دانم پایتخت کشور عزیزمان ایران از این اوضاع خارج شود. نظم شهری پایتخت کشور عزیزمان ایران به هم ریخته هست. جایی مثل تهرانپارس یا نارمک قبل از انقلاب اجازه ساختمان سه طبقه نداشتند. حتی فاصله آنها از هم و از پایتخت کشور عزیزمان ایران کاملاً مشخص و جهت مردم عادی هم قابل تشخیص بود! امروز در یک خیابان با عرض ۱۲ متر بغل ساختمان یک طبقه ساختمان ۱۲ طبقه ساخته می شود! این الگو متاسفانه در شهرهایی میانگین و کوچک کشور هم پیاده می شود!

من بارها به علت علاقه شخصی خودم در سفرهایی که به خارج داشتم به شهرداری ها سر زدم و پرسش کردم. متوجه شدم که فقط به منطقه محدودی در شهر اجازه بلند مرتبه سازی می دهند. بعضی مناطق حداکثر یک طبقه بعضی دو طبقه بعضی سه طبقه اجازه ساخت دارند، در حالی که شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران هیچ نظمی ندارد .

متاسفانه پایتخت کشور عزیزمان ایران الگویی شده است جهت سایر شهرهای کشور. شما حتی شهرهای کوچک ساحلی مثل نور، نوشهر و رامسر و … هم که شهرهایی هستند که مسئله زمین در آنها وجود ندارد می بینید که آپارتمان های بیست طبقه در حال ساخت هست. اصلا به چه حقی چنین کاری انجام می شود؟ فقط به این علت که ضابطه ها از بین رفته هست. این بهم ریختگی را پایتخت کشور عزیزمان ایران شروع کرده و به همه جا تسری پیدا کرده هست. امیدوارم شورایعالی شهرسازی و معاونت عمرانی وزارت کشور نظمی ایجاد کند و استانداردهایی تعریف نماید که جلوی این بی برنامگی های شهرداری ها در تمام کشور گرفته شود.

واژه های کلیدی: ایران | سیاسی | ایرانی | انتخابات | ایرانیان | دولت روحانی | انتخابات ریاست جمهوری | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs